X
تبلیغات
رایتل

همینطوری

پنج‌شنبه 15 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 12:34 ق.ظ

دیروز بلاخره پسر عموم تشریفشونو بردن ... البته رفتنشم بی دردسر نبود ... باید آقا رو میبردم

پلیس راه تا اونجا بتونه اتوبوس ها ی شمال رو سوار بشه ... راستش وقتی رفت احساس کردم که

یه ذره دوباره تنها شدم .. وقتی بود با هم حرف میزدیم و توی اتاقم تنها نبودم و با هم بازی کامپیوتری

 میکردیم ... ولی حالا که رفت دوباره تنها شدم ...

هر چند بعضی وقتا میومد روی اعصابم ولی خوب بهش عادت کرده بودم ... خداحافظ پسر عموی عزیز

خوب ...

خوب برنامه اینطوری شد که من فردا ساعت ۳ بعدازظهر برم مسافرت ... کجا !!!! ؟ ... نمیگم کجا

امیدوارم توی این یه هفته که من نیستم به همه تعطیلات تابستون خوش بگذره ...

نمره هام بهتر شد ... زبان ++C رو که 3 واحد بود شدم 19.5 ... و ریاضی عمومی که قبلا بهم 13 داده

 بود،داد 15 ... و بقیه ی نمره هام مثل قبل ... اندیشه 11.75 و ادبیات 14.5 و زبان خارجه 17 ...

و در آخر این که همتونو دوست دارم و امیدوارم که در تمام کارهای زندگیتون موفق باشید

من در طول سفر گه گاهی میام به نظرات سر میزنم پس نظر یادتون نره ...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo