X
تبلیغات
رایتل

خشم مادر

جمعه 21 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 07:02 ب.ظ

مامان : پدر سگ کجا در میری ...؟؟؟؟



شهاب :   


----

شهاب : بابا جان مادرت منو یه جا غیب کن ...


بابا : ها .. خوب بذار ببینم ... متاسفم .. نمیتونم ...


شهاب : ولی اگه این کارو نکنی مامان منو زنده نمیذاره



بابا : ها یادته اون روز رفتی به مامانت گفتی منو بیرون دیدی که داشتم سیگار

میکشیدم ...... ها یادته ...اون موقع باید فکر اینجارو میکردی


---

مامان : دیوانه ی احمق .. کجاییییییی ؟

---


شهاب :

شهاب : غلط کردم ... گ ...ه  خوردم ... تروخدا بیا منو نجات بده



بابا : متاسفم من بیرون کار دارم ... علاقه ای هم ندارم که پر مادرت به پر ماگیر کنه ..





سلام به همه ی دوستان عزیز ...


امیدوارم که حالتون خوب باشه و سر حال باشید ...


خوب من که کاری نکردم ...راستش این اتاق ما کانال کولر نداره ...


پختم به خدا از گرما واسه همین یه ابتکاری زد به ذهنم و یه کار کوچیک کردم ...


از یکی از کانال های کولر یه سری روزنامه به هم وصل کردم تا برسه دم در اتاق خودم ...


و باد خنک رو از یک اتاقی که استفاده نمیشد اوردم تو اتاق خودم ... 


خوب فقط یه خورده این روزنامه ها تو چشمه ... اینم عکساش :



اینم دریچه تو اتاق خودم ...



خوب مامان هم که دیشب از مسافرت برگشت وقتی اینو دید زبونم لال یه تریپ سکته


ناقص کرد...انقدر عصابی شد که نزدیک بود تیکه بزرگه ریش پرفوسریم باشه



مامان : ها پس اینجایی ...


بابا : فکر کنم میخواید تنهایی حرف بزنید ... من میرم بیرون راحتتون میذارم


شهاب : نهههههههه


مامان : این چه کاری بود کردی ها ...



بقیه عکس ها در ادامه مطلب

سوغاتی مامان ..



مراحل اولیه ایجاد کانال کولر





تصال به سقف





del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo