X
تبلیغات
رایتل

تیز

دوشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 03:59 ب.ظ

الناز:درد داره؟

شهاب:اگه خیسش کنی نه نداره ..

الناز:شهاب؟؟؟

شهاب:خوب ...کرم بزن

الناز:شهاب؟؟؟

شهاب:خوب بابا شوخی کردم ... نه یه بی حسی برات میگیرم

الناز:اره حتما... اگه محکم بزنه دردم میگیره

شهاب:میخوای خودم برات بزنم... 

الناز:مودب باش

شهاب :



سلام ...سلام...سلام


خوب خیلی خلاصه و مفید صحبت میکنم ....


شرمنده شرمنده شرمنده ....


رفته بودم سفر ... 3 هفته...هم جنوب رفتم هم شمال...جای همتون جالی


الان یه 2 هفته هست که برگشتم ... ولی وقت نمیکنم به وبلاگ سر بزنم ...


واقعا دوستان مارو شرمنده کردن با نظراتشون ... واقعا جا خوردیم که این همه نظر گذاشته


بودید ... ...( ذوق مرگ شدیم )...نمیدونم چجوری جواب نظراتو بدم ... تا جایی


که سعی کنم وقت میذارم ...



شهاب: سلام ...

پرستار:  بکش پایین برو رو تخت

شهاب: ...رو تخت به پشت بخوابم یا به رو ؟

پرستار:

شهاب: اها ... پس باید به پشت بخوابم

پرستار: بی حسی داری ؟

شهاب: من که لازم ندارم اگه شما میخواید براتون بگیرم

پرستار : اقا مودب باش

شهاب : آآآآآآآآآآآآآآآآآ ییییییییییییییییییییییی




راستی یه خبر دیگه .. خواهرم نامزد کرده ...با پسرخالش ...از من هم اجازه پرسیدن


که اجازه میدم این ازدواج سر بگیره یا نه ..خوب از اونجایی که منو برای اولین بار بزرگ


حساب میکردن و حرفم تاثیرگذار بود جو گیر شدم ... اولش یه دعوا راه انداختم که پسرخاله


فکر نکنه ما خواهرمونو از سر راه اوردیم ..بعدش امدن منو بستن به تخت تا یه دفعه نزنم


دک و پوز پسر خاله رو بیارم پایین ...از آخر هم با 2 تا شرط قبول کردم ... اول این که

پسر خاله بعد از ازدواج با خواهرم هوای مارو هم داشته باشه (بوی پول میاد)..


دوم و از همه مهمتر قرارشد اگرخدابهشون بچه داد از 18 سالگی بچه رو بدن دست من


تا تربیتش کنم


خلاصه داستان این که واقعا ممنون که توی این مدت بهمون سر میزدید ... سعی میکنم


جبران کنم



شهاب: اااایییی .. ااااییییی .... اااایییییی


پرستار: ها .. چیه درد داشت ... شیرین زبونی نمیکنی دیگه


شهاب : اااایییی .. خدا بگم چه کارت کنه


پرستار : چی چی ... مثل این که یه آمپول دیگه میخوای


شهاب: نه نه نه ....





ب.ن : بعضی از دوستان ناراحتن که چرا بی خبر رفتم ... من از این دوستان عذرخواهی میکنم


ب.ن :از دست بعضی از دوستان ناراحتم ... چون از طریق اس ام اس بهشون گفته بودم


که کجا هستم ولی اونا نیومدن و در وبلاگ اعلام نکردن ...


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo