X
تبلیغات
رایتل

قبل از ورود به خونه جیباتونو خالی کنید

سه‌شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 01:47 ق.ظ

مامان :

شهاب :

مامان : چی مصرف میکنی‌؟

شهاب : چی ؟؟؟؟

مامان : پدرسگ...معتاد شدی؟ها ... آشغال...این بود جواب زحمات من ؟ ها

شهاب‌:نه به خدا مامان .. من معتاد نشدم

مامان : لبات سیاه شده ... تا کبودت نکردم بگو چی مصرف میکنی...

شهاب : به خدا من معتاد نیستم

مامان : این بسته سیگار چیه تو جیبات پیدا کردم ها ؟

شهاب : مال من نیست مامان

مامان : پس مال عممه ... بگو تا نکشتمت ... بگو با کی گشتی سیگاری شدی

شهاب : نهههههههه




سلام به همه ی بچه های گل


امیدوارم که حالتون خوب باشه ... دیگه کم کم بخور بخواب داره تموم میشه


داره اول مهر میشه...فصل مدارس و دانشگاه و دختر ب.ا.ز.ی


آقا .. قبل از ورود به خونه جیباتونو قشنگ خالی کنید


فقط خالی کنید و بعد وارد بشید ... حتی اگر یه بسته آدامس هم تو جیبتون باشه


ممکنه مشکل ساز بشه .. از ما گفتن بود ... از شما نشنیدن ...


اگه بخوام جدی صحبت کنم ... من از اول مهر میخوام به کوب بشینم بخونم واسه


کارشناسی تهران... بی برو برگرد من باید تهران کارشناسی قبول بشنم ...


پس کمتر میام نت و بیشتر وقتمو میذارم روی درس هام ... شما هم کمی مارو درک کنید


امیداورم که همه ی بچه ها توی درساشون موفق باشن ...




بابا : مامانت رفت بیرون ؟


شهاب : آره رفت بگرده ببینه من با کی گشتم سیگاری شدم


بابا : ای بابا .. بسته سیگار رو هم برد ؟

شهاب : بابا؟

بابا : چیه ؟ چرا اینطوری نگاه میکنی ؟ مجبور شدم..اخه داشت جیبامو میگشت

شهاب : تو هم گذاشتی تو جیب من ؟ این همه جا توی این خونه بود

بابا : خوب دیگه حول شدم ...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo