X
تبلیغات
رایتل

عکس 4

پنج‌شنبه 15 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 09:53 ق.ظ

سلام به دوستان عزیز و گرامی


بدون مقدمه برو ادامه مطلب




این یه عکس از کامپیوتر خودم (عکسام کم بود گفتم از این شافتولک هم بگیرم)



بعد از مدتها از پدرومادر پول گرفتیم که بریم یه کیف بخریم باهاش بریم دانشگاه



از دوشنبه که مامان و بابا رفتن مسافرت و من تنها شدم شروع کردم به غذا درست کردن


اولین غذام سالاد ماکارونی بود ..توش ماکارونی ، سوسیس ، کاهو ، کلم ، گوجه ، خیار


،سیب زمینی ... میخواستم ذرت و نخود هم بریزم که در دسترس نبود


( خونه خالی )





اینم یه نما از یه تیکه ی کوچیک دانشگاهمون



این عکس هم ماله حرمه ... سه شنبه شب با داییم رفتیم



آقا از این شافتولکا بزنید چشم مردمو بترکونید



اینم یه وسیله ی اسباب بازی کودکان در کوه سنگی مشهد ... ..مال بچه هاس ها..فکر کنید من با این هیکلم رفتم



اوه از این 2 تا عکس چیزی نگم بهتره ... دلم خونه ... خون




اینجا تایپو تکثیریه .... برام جالب بود عکس گرفتم ... تنها کاری که نمیکنه کتاب فروختنه


آدامس ، سی دی خام ، شربت ، شکلات رامتین





اینم همینطوری گرفتم ... واسه خنده



جاتون خالی ... اینو دیشب با بچه ها رفتیم طرقبه گرفتم .. اخر طرقبه یه جا هست


واسه آش و این حرفا ... یه دوغ آبعلی هم زدیم به بدن ...




اینم آخرین عکس ... این پسرخاله ی ما امد گفت شهاب بلدی این روکش دنده رو


دربیاری من بشورم بعد دباره جا بندازی ... منم که خیلی به مسائل فنی ماشین


علاقه دارم گفتم آره که بلدم .. (حالا تا اون موقع باز نکرده بودم )


آخرش این شد که در اوردم و بعد از 6 روز نتونستم وصلش کنم ...




del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo