X
تبلیغات
رایتل

عروسی

چهارشنبه 11 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 10:54 ب.ظ

محب:شهاب ؟؟؟


شهاب:ها ... نه ... چیزه میخواستم برم سوییچو بدم به مامانم


محب : میدونی این قسمت خانوماست .. آقایون از این طرفه .. 


شهاب:باشه تو برو من برم سویچو بدم و بیام


محب:خوب بده به این بچه ببره بده .... هیز


شهاب:من هیزم!! ... من میترسم بچه سویچو گم کنه وگرنه مشکلی نیست


محب : آفرین دیگه نبینم بیای قسمت خانوما


شهاب :





سلام ... سلام


سلام به همه ی اونایی که در غیاب ما ( زمان فیلتر شدن ما ) نا امیدانه میومدن اینجا


سلام به همه ی اونایی که در غیاب ما برایمان گریه کردن ( توهم )


سلام به همه ی اونایی که میخواستن که ما بیاییم


و سلام به همه ی اونایی که اصلا مارو تحویلم نگرفتن


عروسی ....جایی که یه عده مفت خور جمع میشن و برای گرفتن غذا و میوه و شیرینی


برای عروس و داماد دست میزنن و گه گاهی هم میان وسط مجلس و کمر و باسن خودشونو


یه تاب میدن (قسمت مردونه که اینطوریه )  ... در همین حین که همه مشغول رقصو شادی


هستن عده ای هم در کنار مجلس زنانه جمع و مشغول نگاه کردن به خانومان (از جمله بعضی ها)


اولا که با مقوله ی عروسی کاملا مخالفم .. با بریز و بپاش ...و تصمیم دارم پول عروسی رو بردارم


با خانومم بریم خارج کشور صفا و صمیمیت ... نشد ، میریم اصفهانی ، شیرازی ، کیشی ،


قشمی ، یه جایی که خودمون دو تا صفا کنیم ... 


دوما که بابا چرا اخه میرید انقدر هیز بازی در میارید .. کارو کاسبی مارو هم خراب کردید،اه اه




شهاب : آقا شما اینجا چه کار میکنید؟ .. اینجا قسمت زنانه هست


آقا:هیچی .. امدم ... چیزه !!!.. امدم سویچو بدم به زنم

شهاب:بهت نمیخوره زن داشته باشی .. خجالت نمیکشی میای دید میزنی ؟



آقا : آقا درست صحبت کن .. کی دید زد ... صداتو بیار پایین ... اصلا من میرم


شهاب:کجا . واستا .منم امدم سوییچ بدم دست مادرم .بیا با هم سوییچو بدیم 


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo