X
تبلیغات
رایتل

تو کف

جمعه 8 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 08:43 ب.ظ

دایی : آآآآآآآ پسر...... این دختره رو ببین .. عجب چیزیه ... عجب تیکیه

شهاب : داییییییی ... شما 25 سال خارج بودید .. این چیزا برات عادی نشده ؟

دایی : شهاب جان ما ایرانی ها همیشه تو کف هستیم ... اینو یادت باشه .. حالا برو جلوی پاش یه بوق بزن

شهاب : بیخیال بابا .. ول کن ..

دایی : جان دایی برو .. حتما میاد سوار میشه ... برو .. برو .. برو .. برو

شهاب : چشم

 

بوق بوق بوق بوق بوق

 

از همه ی دوستانی که لطف کردن امدن و نظر دادن ممنون ... بعضی از دوستان هم لطف زیاد داشتن و ایمیل زدن ...که من جوابشونو دادم ... مرسی ... خوب این دایی ما تازه 1 ماه هست که از انگلستان امده ایران ... من همیشه فکر میکردم که ایرانی هایی که میرن خارج دیگه اینجور مسائل ( مثلا موها ی خانومه پیدا باشه یا این که مثلا ارایش غلیظی کرده باشه یا دامن تنگ بپوشه )واسش عادی باشه ... ولی متاسفانه متوجه شدم که سخت در اشتباه بودم ... یه روز ما با این داییمون پاشدیم رفتیم گلبهار ( 40 کیلومتری مشهد ) دیدیم که این دایی ما سخت توی کف هست ... وقتی اون حرف رو بهم زد (شهاب جان ما ایرانی ها همیشه تو کف هستیم) من رفتم تو فکر .. و هر جور که حساب میکردم میدیدم راست میگه ... ما هر چیزی رو که بدست می اریم بیشتر راغب میشیم که بازم بیشتر بدست بیاریم ... پول ، قدرت ، زن و غیره ...

 

دایی : در خدمت باشیم ... کجا تشریف میبرید

خانومه : -------

دایی : ناز نکن دیگه ... بیا بالا ... بریم یه جای خوب ( اونجا تو با کی کار داری)

خانومه : ------

دایی : خوشگله ... نازی ... ملوس بابا

خانومه : اه چه خوب شد امدی عزیزم این 2 تا اقا مزاحمم هستن


شوهر خانومه : برید گمشید آشغال های عوضی ... ( شوهر یارو از توی یه سانتافه پیاده شد )


اینجاست که شهاب گاز ماشین رو میگیره و در میرن ...

 

تحولات : ADSL گرفتم ... تشویق نفرمایید ... چاکریم ..و داداشی هم از کاری که کرده پشیمونه

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo